|
|
|
|
رفتی بانو , رفتی چو لبخند ز روی جوانیم رفتی چو رنگ ز خاطره کامرانیم نه من مردم از این چهره بی تبسمم نه خاطر بی رنگت محو شد از زندگانیم . . . سالهای سیاه , سفید , خاکستری شبیه نگاتیو خاک خورده ای شد که نه چاپ شد , نه قاب شد , نه تماشایی حوا
+
تاريخ شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 12:54 نويسنده حوا
|
درون چشم هایم بودی که اشک متولد شد غلطیدی . . . آنقدر نشاط آور بود , که صدای قهقهه ات گوش فلک را کر کرد حالا این چرخ فلک , به هیچ سازی نمی رقصد برایم حوا
+
تاريخ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:18 نويسنده حوا
|
نگاهم کرد ، و من برای مسافری دست تکان دادم که شعرهای مرا برای تنهاییش سوغات برد ، . باران که بارید ، شعرهای مرا زمزمه کرد گریست . . . . . . . خیس شده ام اینجا نمیدانم از اشک های اوست ، یا بارانی که بی وقفه می آید . . . . من درون شعرهایم گم شده ام . . .
حوا
+
تاريخ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 18:46 نويسنده حوا
|
گاهی تلنگری می پراند باورهای خوش یک عمرت را چشم که باز می کنی ، چیزی از آن همه شیفتگی نمانده باورها ، همیشه شیشه ایند .
حوا
+
تاريخ دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 16:1 نويسنده حوا
|
تفال چشم هایت را زدم . . . . روزهایم ابریست .
حوا
+
تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 19:4 نويسنده حوا
|
می خندی ، برایم از شاملو می خوانی ، از فروغ ، از ووشو ترانه های عامیانه را زمزمه میکنی شعرهای استاد را به تقلید از خودش چه چهه می زنی ، راه که میروی ، دنیا زیر پاهای تو رام می شود و گاهی سقوط بی ملاحظه ای می کنی درون تنهایی چشمان سیاه تو ، دنیا را به مبارزه می طلبند . دنیا قطبی خنثی نیست ، با وجود تو بهشت و جهنم را درونت حمل میکنی
حوا
+
تاريخ شنبه یکم بهمن 1390ساعت 9:55 نويسنده حوا
|
خورشید بر کاش های کاشته ام تابید ولی ، بذرهای معصومم ، منتظر آمین تو بودند
حوا
+
تاريخ جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 20:0 نويسنده حوا
|
فکر میکنی ، رهبر ارکستر زندگیت هستی ولی ، نت ها را یک به یک سرنوشت می نوازد و سیم های پاره ی هر ساز جا می اندازد نت های کلیدی را و این گونه ست ، . . . ، که مانند مترسکی در بادم .
حوا
+
تاريخ شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 16:20 نويسنده حوا
|
اسیر که می شوی ، به اسارتت عادت می کنی مظلومی می شوی که به تمام ظلم های دنیا عادت می کنی .
حوا
+
تاريخ دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 23:17 نويسنده حوا
|
|
|